خانه / تیم تحریریه آنتی‌مانتال (صفحه 2)

تیم تحریریه آنتی‌مانتال

تیم تحریریه آنتی‌مانتال بر آن است تا با تولید محتوای ادبی و انتشار آثار همسو با غنای علمی، هرچند اندک در راستای ارتقای سطح فرهنگی جامعه سهیم باشد. امیدواریم که در این مسیر با نظرات و انتقادات خود ما را همیاری‌ کنید.

داستان کوتاه “بیمارستان سینا” نوشته‌ی امیرمحمد محدثی

حوالی شش صبح از صدای ناله‌های کاوه از خواب پرید. روی صندلی کنار تخت بیمار خوابش برده بود. کاوه همین‌طور که به ملافه‌ها چنگ می‌زد و ناله می‌کرد کلمات نامفهومی از زبانش بیرون می‌آمد. کلماتی که معلوم نبود از تأثیر …

بیشتر بخوانید »

شعری از “مهدی محمودی”

غم قدم می‌زد روی خط افق های‌های و خورشیدها سرخ از گریه خونی‌تر می‌شدند بی‌صدا تا غروب کنند و خواب سراغ مرا از شب بگیرد جفت‌پاهایم را چه کسی قلم کرد وقتی که من راه رفتم روی خطی سپید و …

بیشتر بخوانید »

شعری از “سحر یحیی‌پور”

زاری در محله‌های قدیمی یک طرف ترک آجرها جوانی چه کسی‌ست؟ که گیاهان بر مزارهای شریف خودسر می‌رویند _لای درزها_ تا هر کجا که مرزی نباشد مثل تهران که از هر طرف حصارهایش را انداخته‌ است و‌ پوست‌کلفتی‌اش را می‌شود …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “شوالیه، مرگ و شیطان” نوشته‌ی ولادی کوسیانسیچ/ برگردان: یاشین آزادبیگی

ولادی کوسیانسیچ (آرژانتین، ۱۹۴۱) Vlady Kociancich دانشجوی خورخه لوئیز بورخس بود و اولین مجموعه داستانش با عنوان شجاعت را در سال ۱۹۷۰ منتشر ساخت. رمانش هشتمین شگفتی (۱۹۸۲) با استقبال خوبی در اسپانیا و آرژانتین روبه‌رو شد. بعد از آن …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “باز هم داستان بنویس” نوشته‌ی سمیرا مسعودی

حتماً باید راهی باشد تا بتوانم در داستانم چروک‌های روی پیشانی‌ات را عمیق‌تر نشان دهم. موهایت بلوند نیست قهوه‌ای کمی روشن است، اما خودت یک بار گفتی موهایت را که بلوند می‌کنی چروک‌های روی پیشانی‌ات بیش‌تر خودشان را نشان می.دهند. …

بیشتر بخوانید »

شعری از “رامین سفاریان”

زنِ در چشم‌های کافکاخوانده‌ای بود خام نمی‌شد خم نمی‌شد روی تختی که وا کرده بودم در لَکان تا لک‌لکی برای من بچه‌ای بیاورد پر از لک آن‌قدر پیچیده بود سارا یا آنا یا همان که مرجان می‌زدم صداش که گفتم …

بیشتر بخوانید »

مقاله” «روزهای خوشی» غرق در وجود: ساموئل بکت و جنس دوم (نگاهی به «روزهای خوشی» از منظر سیمون دو بووار)” نوشته‌ی سوزان هنسی (Susan Hennessy )/ برگردان: صفورا هاشمی چالشتری

روشن است که همواره متون مردانه‌ی اگزیستانسیالیست‌ فرانسوی برای رمزگشایی از ابهام آثار ساموئل بکت [Samuel Beckett] به کار آمده‌اند. ساموئل بکت، نویسنده‌ایی که اسم و رسم‌اش با فلسفه‌ی اگزیستانسیال مارتین اسلین [Martin Esslin] و «تئاتر ابزورد» گره خورده است. …

بیشتر بخوانید »

دو شعر از باب هیکاک (شاعر آمریکایی)/ برگردان: سینا کمال‌آبادی

باب هیکاک در سال ۱۹۶۰ در میشیگان متولد شد. سال‌ها یک کارگاه ریخته‌گری اتوماتیک موفق را اداره می‌کرد. سال ۱۹۹۵ اولین کتابش «افسانه‌ی روشنایی» را منتشر کرد، در حالی که هیچ مدرک دانشگاهی نداشت. هم‌زمان با انتشار چهارمین کتابش در …

بیشتر بخوانید »

شعر “من مارتین نیستم” نوشته‌ی میلاد خدابخشی

درد که دیده نمی‌شود باید کشیده باشی من که نقاش نیستم مرد رفت دل وا پا پس باید زنده‌زنده مُرده باشی باید… زن رفت در باز شد و حالا ناگزیر است بسته شود باید توی تاکسی نشسته باشی و رفته‌رفته …

بیشتر بخوانید »

داستان “ما و مطب ساحلی دکتر «ی»” نوشته‌ی مهدیه کوهی‌کار

ما همه اینجا آمده‌ایم تا دکتر «ی» را ببینیم. نشسته‌ایم توی بزرگ‌ترین سالن انتظار شهر، میان این دیوارها و زیر این سقف بلند شیشه‌ای. نفس داده‌ایم به هوای دم‌کرده‌ی این ساحل و چشم دوخته‌ایم به دریای این‌ شهر که وقت …

بیشتر بخوانید »

مقاله ” خلق برای قدرت زبان یا زبان قدرت” نوشته‌ی ساحل نوری

ژولیا کریستوا نخستین کسی بود که اصطلاح بینامتنی را به کار برد. او بینامتنی را با این جمله تعریف می‌کند: «هیچ متنی جزیره‌ای جدا از دیگر متون نیست» و یا به تعبیری دیگر همه‌ی متون از قبل نوشته شده‌اند و …

بیشتر بخوانید »

شعر “او محبوبش را فرامی‌خواند به آرامش” نوشته‌ی ویلیام باتلر ییتس/برگردان گروه مترجمین آنتی‌مانتال

«او محبوبش را فرامی‌خواند به آرامش.» می‌شنوم اسبان ظلمانی را، یال‌های بلندشان به‌لرز، سم‌ها آبستن غوغا، چشم‌ها سپیدرخش؛ بالاسویشان شمال، می‌گشاید شب سمج و خزان را، و شرق، خوشی نهانش را پیش از دمیدن صبح، می‌تراود غرب، با ژاله‌های بی‌رنگ …

بیشتر بخوانید »