خانه / تیم تحریریه آنتی‌مانتال (صفحه 30)

تیم تحریریه آنتی‌مانتال

تیم تحریریه آنتی‌مانتال بر آن است تا با تولید محتوای ادبی و انتشار آثار همسو با غنای علمی، هرچند اندک در راستای ارتقای سطح فرهنگی جامعه سهیم باشد. امیدواریم که در این مسیر با نظرات و انتقادات خود ما را همیاری‌ کنید.

داستان کوتاه سیزیف از ساحل نوری

وقتی رسیدند مرده بودم، درست همان‌جا که سگ صاحب‌َش را پیدا نمی‌کرد و حتی نفس هم راهی به بیرون نداشت، خواستم که بمیرم. آدم‌ها جوری به‌هم چسبیده و درهم تنیده بودند که نمی‌شد جدا از هم تصورشان کرد، عده‌ای گم …

بیشتر بخوانید »

شعر پای در خاطرات برنج از بیژن نجدی

پای در خاطرات برنج دویدیم و دویدیم بی آنکه خاک بگذرد از زیر پای ما و رؤیایی فراز سر سر کوهی رسیدیم که نقره از ماه روایتی می‌گفت از یک مرد دهاتی پای در خاطرات برنج شانه با شاخه‌ی گندم …

بیشتر بخوانید »

نقد شعری از حسین نظریان، منتقد پویان فرمانبر

این چمدان لعنتی کوچک‌تر از آن است که تمام خاطره‌ها در آن گنجانده شود کوچک‌تر از آن که تمام زیبایی‌ات را به خاطر سپرده باشم در این اتاق کوچک دردها بزرگ به نظر می‌رسند مردها کودک مرزها کوچک بی‌شک تردید …

بیشتر بخوانید »

مقاله “ویکی‌لیکس، فرهنگ‌های اطلاعات نوین و پریسیای‌ دیجیتال” از “پرامود نِیِر”

“ویکی‌لیکس، فرهنگ‌های اطلاعات نوین و پریسیای‌ دیجیتال” نویسنده: پرامود نِیِر ترجمه: فرید درفشی       ویکی‌لیکس نه تنها تعریفی تازه از اخلاق رسانه ارائه کرده، بلکه فهم ما را از خودِ فرهنگ‌های اطلاعات نیز تغییر داده است. تفسیر پیش …

بیشتر بخوانید »

داستان «قبل از کابوس، بعد از بیداری» از امیر علیپور

با کابوسی دیگر از خواب پرید. یادش آمد هوا سفید بود که خوابش برد. دست نرم‌اش را روی صورت کشید. چند دقیقه‌ی دیگر وسط آینه در حال تماشای خود بود. آب از روی استخوان صورت سُر می‌خورد بین ریش‌ها گم …

بیشتر بخوانید »

به فوریت نیازمند پروراندن یک پوپولیسم دست‌چپی هستیم _ مصاحبه با “شانتل موف”

“به فوریت نیازمند پروراندن یک پوپولیسم دست‌چپی هستیم” مصاحبه با “شانتل موف”   تابستان گذشته با شانتل موف درباره‌ی کتاب‌های به تازگی ترجمه‌شده‌اش مصاحبه کردیم. او [در این مصاحبه] به عنوان [متفکر] الهام‌بخش پودموس و آنسومیز[۱] برداشت خود از پوپولیسم چپ …

بیشتر بخوانید »

داستان “یک‌ داستان خیلی کوتاه” از “ارنست همینگوی”

در یکی از غروب‌های بسیار داغ پادوا، مرد را به پشت‌بام بردند و او می‌توانست از آن‌جا نظاره‌گر تمام شهر باشد. پرنده‌هایی که لانه‌هاشان روی دودکش‌هاست، در آسمان بودند. مدتی بعد که هوا تاریک شد، نورافکن‌ها سر برآوردند. دیگران پایین …

بیشتر بخوانید »

نقد شعر «نقاب» پویان فرمانبر منتقد منصور بابالویان

شعر نقاب از پویان فرمانبر از مجموعه شعر «من اینهمه هستم» انتشارات آنیما نقد: منصور بابالویان هیچ شعری مثل در واقع واقعی‌تر از چه طور بگویم نیست در واقع شاعر مثل نیست همان خالص که منطقن حرفی نمی‌زند تا حرف‌های …

بیشتر بخوانید »

مقاله‌ی «اتفاق زبانی» از یاشار امانی

هر تمدن یک دانش مرکزى دارد که به دانش‌هاى دیگر، شکل و چارچوب مى‌دهد. اگر شعری واحد را به مثابه‌ی یک تمدن در نظر بگیریم، مى‌توان گفت که زبان، همان دانشِ مرکزىِ ذکر شده است. برخى معتقدند که زبان، مجموعه …

بیشتر بخوانید »

داستانک تنهایی از مهدی قاسمی

دست و دلم به هیچ کاری نمی‌رفت. این قرص‌های لعنتی قدرت فکر کردن را از آدم می‌گیرند. تمام روز را یا خوابی یا پشت سیستم به فکر خوابیدنی. طرف های ظهر‌ است. گوشی را نگاه می‌کنم؛ دو پیام جدید آمده. …

بیشتر بخوانید »

شعر قرار ما نه همین بود از منوچهر آتشی

«قرار ما نه همین بود» پارس کن سگ! مگر قرار ما نه همین بود که تو حضور غریبه را به من بچکانی/ بترسانی؟ پشت در است نمی‌شنوی؟ _ بویش را ! پشت در است و می‌تواند بی زحمتی عبور کند …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “آبجی خانم” از “صادق هدایت”

“آبجی خانوم” آبجی خانم خواهر بزرگ ماهرخ بود، ولی هر کس که سابقه نداشت و آنها را می‌دید ممکن نبود باور بکند که با هم خواهر هستند. آبجی خانم بلند بالا، لاغر، گندم‌گون، لب‌های کلفت، موهای مشکی داشت و روی …

بیشتر بخوانید »