خانه / نقد شعر

نقد شعر

نقد شعر ها اینجاست

نقد مجموعه شعر “بوی استروژن سوخته” از “هانیه بختیار”/ منتقد: “لیلا بالازاده”

یافتن معنا برای زندگی و تعریف چیستی هستی، از بزرگترین چالش‌های انسان هوشمند بوده است. او با ساخت و پرداخت اساطیر و مذاهب، سعی در سامان‌دهی به سیستم‌ دال‌ و مدلول‌های پیدا و ناپیدای اطراف خود داشته است. اصول موضوعه‌ای …

بیشتر بخوانید »

نقد شعر “آلزایمر عشقی” نوشته‌ی رضا اسدی/منتقد: لولیا قهرمانی

“آلزایمر عشقی” مترو یا ذهن تو اصلا چه فرق می‌کند فرق از وسط باز یا که موهای جلویت را کوتاه کرده باشی مرغ‌ها زودتر از خروس‌ها بیدار می‌شوند اما خروس‌خوان صبح مهم است که بیدار می‌شود مترو یا ذهن تو …

بیشتر بخوانید »

نقد شعری از هیوا باجور/ منتقد: پویان فرمانبر

افتاده‌ام روی لم با دیکتاتور‌ترین آغوش دنیا و در من که دست‌هام دمکرات کشیده حرف‌ها زده مرا برده از من با آن یکی را هم یکی در این خط‌ها که داری به برده‌ها می‌زنی هر روز پاهات را برداشته قدم …

بیشتر بخوانید »

نقدشعر “فرم علیه رسانه” نوشته‌ی مهدی نادری

در تلویزیون شما حتی نمی‌توانید به چیز متفاوتی فکر کنید؛ دشمن این است. ‍‍ژان لوک گدار آگوستین قدیس (که سده‌ها پس از ارسطو می‌زیست) در کتاب اعتراف‌ها نوشته بود: تا وقتی کسی از من نپرسیده باشد که زمان چیست، گمان …

بیشتر بخوانید »

نقد شعری از لولیا قهرمانی نوشته‌ی ساریا ابرا

با همان پیراهنی که لاغرى می‌کند به تنم و لنگه پایى که راه نمی‌رود دیگر راهِ خانه را گم ‌کرده‌ام اصلن خودِ خوابم در این مهمانى که دیگر نمى‌پرم از بیدارى حتمن در این حوالی زنی کمر باخته دلی قِر …

بیشتر بخوانید »

نقد شعر «لیلاو» از «محمد مروج»

«لیلاو» هزاران حرف دارد هر قطره اشک زن مى شود زبان وقتى که اشک مى بارد از تنهائىِ لیلا زمان به آدم وفا نکرد وگرنه لیلا که شیطان بشو نبود زیبائىِ دخترِ بعدى؟ نه! معشوق من بعدِ صد هزار سال؟ …

بیشتر بخوانید »

نقد شعر “باز بسته” نوشته‌ی لیلا بالازاده/ منتقد: منصور بابالویان

باز بسته پرانتز باز پرانتز بسته هربار که مدادک اشاره‌ای می‌کند به سمت شست خبردار از گوشه‌ی چشم نگران‌ش به روده‌های دراز اطراف مداد را سُر لای دو عضله‌ی هلالی منقبض هر چه می‌نویسد باز هم خالی‌ست با رهایی از …

بیشتر بخوانید »

نقد شعر “خمپاره” اثر هیوا باجور/ منتقد: لیلا بالازاده

خمپاره افتاده ام تخت مثل یک خمپاره لخت که هی گود می شود در خود من غمی بزرگم که هیچ کلمه ای  نام کوچکم را نمی گوید اما تو صدایم کن جنگ تا از یاد ببرم همه را این سطرهای …

بیشتر بخوانید »

«گنج را برعکس خوانده‌ایم» نگاهی به مجموعه شعر «تنفس مصنوعی» سروده‌ی حسین رضایی/ منتقد عارف حسینی

«گنج را برعکس خوانده‌ایم» نگاهی به مجموعه شعر «تنفس مصنوعی» _سروده‌ی حسین رضایی، نشر تاک، کابل، ۱۳۹۶_ «تنفس مصنوعی» _نشانه‌ای که در جلد مجموعه خودنمایی می‌کند و نقش پیرامتنی با آن دارد_، امدادی پزشکی‌ای است که به فرد آسیب‌دیده داده می‌شود …

بیشتر بخوانید »

نقدی بر شعر لولیا قهرمانی نوشته‌ی ساحل نوری

“شتر” همیشه پای دار اشک می‌بافتم و تا سپیده دم روی هر رج چشم می‌گذاشتم گلیم خانه‌ کوتاه پای من اما بلند بود باید از آب می‌گرفتم گلیم دیگری ولی پدر با لگد فرمان ایست می‌داد و نمی‌‌دانست که من …

بیشتر بخوانید »

نقد شعری از «هیوا باجور» نوشته‌ی «محمد مروج»

یک پام که روی میز افتاده آقا آن یکی هم مثل بام، هوا دارد برای شام فردا این پا و آن پا «بکنم یا نه؟» از کجا دارد آب می‌خورد این بغض سری دارم که دل می‌کند «یادم نمی‌رود» هم …

بیشتر بخوانید »

نقد شعر «جبر» نوشته‌ی مرجان دشتی شولی

«جبر» میانِ این وسط آن‌قدر خودم را نمی‌کنم پیدا که شکایت از من چنان شاکی.. شبیه آن یکی‌ست که دستم را گرفته بی‌هوا دو تنهایی بالای پُل قدم‌های بی‌صدا کنار گرفته از زمین و زمان جایی برای اتفاق از آن …

بیشتر بخوانید »