خانه / تیم تحریریه آنتی‌مانتال (صفحه 10)

تیم تحریریه آنتی‌مانتال

تیم تحریریه آنتی‌مانتال بر آن است تا با تولید محتوای ادبی و انتشار آثار همسو با غنای علمی، هرچند اندک در راستای ارتقای سطح فرهنگی جامعه سهیم باشد. امیدواریم که در این مسیر با نظرات و انتقادات خود ما را همیاری‌ کنید.

شعر “کوی هزارتو” نوشته‌ی میشل گرانگو

“کوی هزارتو” سرم را بلند کرده می‌بینم فرا رسیده شب چراغ روشن بی‌شک خودم روشن‌اش کرده‌ام امّا به یاد ندارم کار کرده‌ام تمام روز مانند گاوی در زمانی که کار می‌کردند گاوها نگاه‌ام می‌خورد به سیاهیِ شیشه در بازگشت به …

بیشتر بخوانید »

شعری از خالد بایزیدی(دلیر)

‌بی‌آنکه زانویت را روی گلویم بفشاری من ازبدو تولدم سیاهی رنگم آویزه‌ی گلوبند خورشید است و فریادم هراس هرروزه‌تان است که سیاهی‌ام از سپیدی نشان دارد و دریچه‌ای است رو به نور و روشنایی برای سیاهان و جورج فلوید

بیشتر بخوانید »

دیکتاتوری، مفهومی شکل‌پذیرنده، پویا و متحرک است _ گفت‌وگوی «میشل اُنفره» با هفته‌نامه‌ی «ماریان»

اشاره: «یک سوسیالیسم آزادی‌خواه، با تبدیل‌شدن به یک آیین، نمی‌تواند آزادی‌خواه باقی بماند» میشل اُنفره میشل اُنفره «۱» فیلسوفِ شصت‌ساله‌ی خدا‌ناباورِ فرانسوی، یکی از چهره‌های بحث برانگیز در میانِ روشن‌فکرانِ این کشور است. از او بیش از هشتاد کتاب منتشر …

بیشتر بخوانید »

شعر “مرد کامل” نوشته‌ی هایا ایستر

“مرد کامل” بر کوهی اگر پیاده‌ام‌ کنی سر می‌زنم به اجداد مقدس‌م جیغ جغد را گریه می‌کنم تنه‌ی درختان را بغل می‌چکد سینه‌هایم بر ریشه‌ها از بینی‌ام بالا می‌رود شهد می‌آمیزم بذرت با خونم طوفان‌های بزرگ را صدا می‌زنم که …

بیشتر بخوانید »

شعر «آمبولانس» از «مجید محمدی»

دنیا را آب ببرد مرا آمبولانس هم نمی‌برد با سرعت مرگ تویِ شهر تابم نمی‌دهد و مثل بیماری بی‌نام یا روزی که گذاشتی تنهام بخش به بخش پخشم نمی‌کند تا خبرم از اخبار یا صفحه ی حوادث بی خبر از …

بیشتر بخوانید »

مقاله «فهم مصرف: آزادی یا سرکوب؟» از «جرج ریتزر»، «داگلاس گودمن»، «وندی ویدنهوف»

حتی با وجودِ افزایش علاقه به مصرف، این موضوع همچنان یکی از موضوعات فرعیِ نظریۀ اجتماعی است. با این حال، این روند باید تغییر کند و چنین هم خواهد شد. نظریه‌پردازان نمی‌توانند ادامه دهند اگر بخواهند همچنان اینقدر از واقعیت‌های …

بیشتر بخوانید »

شعر “ماشین” نوشته‌ی مهدی قاسمی شاندیز

“ماشین” ۱ پل می‌زند روی پا که از وسط بخوابد زیبا و از کنار دلیلی‌ که نمی‌آورد خام شود در فرعی خیالت سبز برای حرفی‌‌ که برنمی‌داشت راه به اصلی نمی‌برد ۲ اتوبان لیز نمی‌خورد بر سطح که کو تا …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “النگوی هندی” نوشته‌ی محمدرضا سالاری

با نگاه اتوبوس را نگه داشت و سوار شد. به راننده سلام کرد و رفت ته اتوبوس، سلانه روی صندلی لم داد. از صفحه چهارده اینچ تلویزیون بالای سر راننده فیلم هندی پخش می‌شد. موهای راننده شوره زده بود. زن …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “فانوس دریایی” نوشته‌ی محمدرضا زمانی

از وقتی دست راست دوستم قطع شده است، زنش دیگر سایه‌ی چشم نمی‌زند. دوستم این را گفت و بعد دیگر حرفی نزد. برای همین دوباره راه افتادیم سمت ساحل. نشستیم و به دریا نگاه کردیم. کف موج آمد و قبل …

بیشتر بخوانید »

داستانک “بوی دست‌ها” نوشته‌ی لیلا بالازاده

دیشب که من خواب بوده‌ام، دست‌هایم خودسر راه افتاده‌اند و برای کمی ماجراجویی و هیجان، سوار آخرین ماشین به سمتِ روستا شده‌اند. به آن‌جا که رسیده‌اند، درون یکی از خانه‌ها سرک کشیده‌ و زنی در رخت‌خواب پیدا کرده‌اند که از …

بیشتر بخوانید »

شعر «دندان‌های گم‌نام» از «بکتاش آبتین»

دندان‌های گم‌نام تو و ردیف سنگ قبرهایی جرم‌گرفته انبوهی از مرگ در گورستان زندگی می‌کند با تو حرف می‌زنم ای مرده‌ی جوان ای مرده‌ی جنگ ای مرده‌ی میخ‌کوب‌شده بر پیشانی کوچه‌ها و خیابان‌ها می‌دانم که در گوش‌های تو و چشمان …

بیشتر بخوانید »

مقاله «سنت، تجدد و پسامدرنیسم در شعر فارسی» از «رضا براهنی» (بخش پایانی)

می‌بینید که این کلمات در کنار آن کلمات و مقارنت نسبی آنها از نظر زمانی، ما را در یک جهان‌بینی خاصی سیر می‌دهد. جهان مضطرب، کابوس انحطاط و اضمحلال، مخالفت با سعدی و حافظ و فردوسی، شرح معنی حیات. و …

بیشتر بخوانید »