خانه / شعر جهان

شعر جهان

ترجمه شعر ها اینجاست

سه شعر از هرمان هسه/ برگردان: مصطفا صمدی

یک آن‌زمان که من از احتیاج جوانی و شرم به سوی تو آمدم با تمنا تو خندیدی و از عشق من یک بازی ساختی حالا خسته‌ای و دیگر بازی نمی‌کنی با چشم‌های تاریک به‌سوی من می‌نگری از روی احتیاج و …

بیشتر بخوانید »

شعر «ناخن‌ها» نوشته‌ی ویلیام استنلی مروین/ برگردان: ساناز مصدق

«ناخن‌ها» به تو اندوه دادم تا مثل تقویمی تک‌رنگ از دیوارت بیاویزی آخر قلبم رو مثل جایی‌ پاره بر آستین‌م است فکر می‌کردی به از هیچ‌کجای‌ تو تا هیچ‌کجای خودم آن‌قدر فکر می‌کنم که راهی بیابم شاید؟ می‌دانم بهانه‌ای ندارم …

بیشتر بخوانید »

شعر «خوابی که دیده بودم» از «نجیب فاضل کیساکورک»/ برگردان «ابوالفضل پاشا»

«خوابی که دیده بودم» یک‌روز صبح پس از برخاستن از خوابی طولانی نگاه کردم: اسبابی جدید در اتاقِ من بود ای وای!… این نه خانه‌ی کودکی‌ام و نه دنیایی که دیده بودم و می‌شناختم دست‌های من مثلِ بال‌وپر تکان خورد …

بیشتر بخوانید »

شعر “سرباز گمنام” نوشته‌ی عبدالله پشیو/ برگردان: هلاله محمدی

“سرباز گمنام” هر بار که نمایندەای می‌رود به جایی می‌برد تاج گلی باخود بر سر مزار سربازان گمنام. اگر فردایی، نمایندەیی به سرزمین من آید بپرسد مرا : کجاست مزار سربازان گمنام‌تان؟ می‌گویم: سرورم! بر کنار هر جویی بر سکوی …

بیشتر بخوانید »

شعر “همین دیشب خودم را که می شد غرق در شن های روان دیدم” نوشته‌ی روبرتو آماتو

همین دیشب در شن‌های روان خودم را که می‌شد غرق دیدم تخت ‌‌می‌افتاد به یک سو مدام جای امنی نبود حتی روی عرشه ی بالشی که دختری مثل درختی با دست‌های مصلوب ایستاده بود روی پنجه‌ی پاهاش و گذاشته بود …

بیشتر بخوانید »

شعر “افسردگی” نوشته‌ی سونیا سانچز

۱) فرو رفته‌‌ام در چشم‌هام می‌خورم مدام به حدقه‌ها سوت می‌کشند… بو می‌کشم عصر را زیر آفتاب جایی که استخوان‌های خشک می‌جنبند به‌سمت رودخانه‌هایی غرق در عود نور کوچکی می‌خزد بالا و پایین و می‌نشیند آخر در گوشه‌ای مثل هوایی …

بیشتر بخوانید »

شعر «برای نوشتنِ آخرین کلماتم» از «ان سکستون»

برای نوشتنِ آخرین کلماتم آن‌ها که فقط برای تواند، آن‌ها را در یخ‌دان می‌گذارم جای امنی کنار نوشیدنی‌ها و گوجه‌فرنگی‌ها و شاید آن‌ها آخرین کلمات باشند نامه‌های قدیمیِ ذوب‌شده به شکل زنبوری سیاه درمی‌آیند تن‌پوش شب به آنی چون کاغذ …

بیشتر بخوانید »

معرفی فاحردین شهو«Fahredin Shehu» و چند شعر از او

فاحردین شهو در سال ۱۹۷۲ در شهر کوچک راهوک درکشور کوزوو به دنیا آمد. او در دانشگاه پریشتینا با درجه لیسانس در رشته شرق‌شناسی، سپس با درجه فوق لیسانس در رشته ادبیات فارغ التحصیل شد. وی در حال حاضر مشغول …

بیشتر بخوانید »

شعر «هر عشق تازه‌ای» از «بلاگا دیمیتروا»

هر عشق تازه‌ای قاتل است! بی آن‌که دست‌ش بلرزد همه‌ی عشق‌های پیشین را می‌کُشد آه با چه لبخند معصومی خنجر فرود می‌رود بر پشت!! اولین و آخرین و یگانه‌ترین عشق. همه‌جا شریک جرم دارد: در اتوبوسی که دیر می‌رسد در …

بیشتر بخوانید »

شعر «تصاحبم کن» نوشته‌ی قباد جلی‌زادە/ برگردان: هلاله محمدی

«تصاحبم کن» تصاحبم کن مرا وطن خود کن یک زیبا باش دیکتاتور پرچمی برافراز به رنگ چشم‌ات سرودی از تارِ صدات سپاهی از جنگاوران زیبائی‌ات تصاحبم کن مگذار جز تو گُلی در جانم بشکفد پروانەای پر بزند جویباری بخروشد کودک …

بیشتر بخوانید »

شعر “عاشقی” نوشته‌ی فلورابلا اسپانسا

فلورابلا اسپانسا «Florbela Espanca» شاعر زن پرتغالی، در سال ۱۸۹۴ میلادی در ویلا ویچوسای پرتغال متولد شد و در سال ۱۹۳۰ در سن ۳۶ سالگی در اثر خودکشی درگذشت. او به خاطر اشعار اروتیک و فمنیستی‌اش شهرت داشت. او سال‌ها …

بیشتر بخوانید »

معرفی و چند شعر از بیل آکا ویلیام اس. پیترز

بیوگرافی: بیل آکا ویلیام اس. پیترز (۱) شاعر و نویسنده‌ی آمریکایی و فعال اجتماعی‌ست. سابقه‌ی ادبی او به بیش از‌ ۴۵ سال می‌رسد. پس از انتشار اولین کتابش در سال ۱۹۷۲، به تألیف بیش از ۳۰ مجموعه شعرو‌ داستان‌ کوتاه …

بیشتر بخوانید »