خانه / تیم تحریریه آنتی‌مانتال

تیم تحریریه آنتی‌مانتال

تیم تحریریه آنتی‌مانتال بر آن است تا با تولید محتوای ادبی و انتشار آثار همسو با غنای علمی، هرچند اندک در راستای ارتقای سطح فرهنگی جامعه سهیم باشد. امیدواریم که در این مسیر با نظرات و انتقادات خود ما را همیاری‌ کنید.

داستان کوتاه “کلاف سردرگم” نوشته‌ی بهرام صادقی

یک چیز نامرئی هست مثل دست که نمی‌بینمش اما احساسش می‌کنم و ادراکش می‌کنم. مرا هُل می‌دهد این طرف و آن طرف… – آهان! کمی سرتان را بالا بگیرید. ابروهاتان را از هم باز کنید. بخندید. چشم‌تان به دوربین باشد. …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “انتقام چمن” نوشته‌ی ریچارد براتیگان/ برگردان: علیرضا طاهری عراقی

مادر بزرگ من در تاریخ طوفانی آمریکا برای خودش یک پا فانوس دریایی است. توی یکی از شهرستانهای کوچک ایالت واشنگتن قاچاق مشروب می ‌کرد. غیر از این خیلی هم زن خوش قواره‌ای بود، نزدیک صد و هشتاد قد داشت …

بیشتر بخوانید »

نقد تعامل قدرت و دانش (جرم‌شناسی و مجازات) در برخی متون نثر فارسی با رویکرد فوکو متن پژوهی ادبی

نویسندگان نازیلا فرمانی انوشه/ حمیرا زمردی/ منوچهر اکبری/ میترا گلچین چکیده بحث پیرامون کنش متقابل قدرت و دانش یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات‌ نظام فکری فوکو است. رهیافت فوکو بیانگر رابطه‌ای دوسویه بین «قدرت» و «دانش» است، به ‌طوری‌که همان اندازه …

بیشتر بخوانید »

نقد داستان کوتاه «مه‌سعید» نوشته‌ی ساحل نوری /منتقد: محمد مروج

نقد داستان کوتاه «مه‌سعید» نوشته‌ی ساحل نوری منتقد: محمد مروج برای خواندن داستان به انتهای نقد مراجعه کنید. _______________________ اکثر انسان‌های عادی و نرمال در مواجهه با هر پدیده‌‌ای درپی آنند که با تجزیه و تحلیل معنایش را بفهمند. یعنی …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “آدم شدم” نوشته‌ی ساحل نوری

آنقدر در خود فرو رفته‌ام که تنم کوچک شده، لباس‌ها روی بدنم عزا گرفته‌اند، هرچه انتظار از خودم داشتم ته‌ کشیده، تنم شورش کرده توطئه می‌چیند، جدایی طلب شده پاهام یکسو می‌روند و دست‌هام سر از یک‌جای دیگر درمی‌آورند، زمان …

بیشتر بخوانید »

نقد کتاب داستان «سرنثار» نوشته‌ی «مازیار عارفانی»/ منتقد: «محمد مروج»

در همه‌ی فرهنگ‌ها انسان‌هایی هستند که بود و نبودشان به چشم نمی‌آید. کسانی که ناخواسته زیر چرخ‌های حکومت له می‌شوند و ردی ازشان باقی نمی‌ماند. آن‌ها به خواست خود به دنیا نمی‌آیند و مجبورند در تمام طول زندگی بدوند برای …

بیشتر بخوانید »

شعر “دودکش‌پاک‌کن‌ها” نوشته‌ی ویلیام بلیک/ برگردان: نازیتا شاه‌ اسماعیلی

ویلیام بلیک، شاعر نقاش و عارف قرن هجدهم انگلستان بود. او را بعد از شکسپیر، تاثیرگذارترین شاعر انگلیس نامیده‌اند. او دغدغه‌های انسانی را دنبال می‌کرد و آن‌ها را با دیدگاهی عرفانی در آثارش بازتاب می‌داد. دودکش پاک‌کن‌ها نیز یکی از …

بیشتر بخوانید »

شعری بلند از غیاث‌المدهون/ برگردان: مصطفا صمدی

غیاث‌المدهون شاعر فلسیطینی‌الاصلی است که در سال ۱۹۷۹ در دمشق به دنیا آمده است و از سال ۲۰۰۸ در استهکلم زندگی می‌کند. دو مجموعه از آثار وی در سوئد و آخرین مجموعه‌شعرش، آدرنالین، در سال ۲۰۱۷ در میلان ایتالیا به …

بیشتر بخوانید »

شعری از “پژمان قانون”

دم را بر نقطه فرو گذاشت و گفت: امروز روز شدیدی است که پرنده‌ی مرده از دستان ما می‌پرد؛ پس آن مرد بازیافته بود که آب از جوش افتاده، افتاده بر زانوانش که بر سوراخی مهیب لرزیده بود. آن مرد …

بیشتر بخوانید »

مقاله “فانتزی‌های سطح بالا و سطح پایین از بازشناسی فمنیستی اسطوره‌” نوشته‌ی پاتریک دی مورفی [Patrick.D.Morphy]/ برگردان: صفورا هاشمی چالشتری

«این تکه‌هایی که در برابر تباهی‌ خود آوررده‌ام» رویکرد تی.اس.الیوت [T.SEliot ] و بسیاری دیگر از مدرنیست‌ها در استفاده از اسطوره در شعر است. با این حال، در بسیاری از شعرهای معاصر این‌گونه نیست. تفاوت به ویژه با مشاهده‌ی اسطوره …

بیشتر بخوانید »

“دوراهی” نقد شعر “طلسم” اثری از سامان بختیاری نوشته‌ی لیلا بالازاده

«طلسم» کاتی کوتی کلماتی کاتی کوتی کلماتی کلماتی رونده در راهی دور تا راهی دورتر از دور کلماتی چسبنده بر پایی لنگ از ابتدای این دروازه درهایی بسته تا دردی ناقص انسانی ناقص‌تر من می‌رسم نمی‌رسم می‌رسم نمی‌رسم می‌رسم نمی‌رسم …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “مسیح” نوشته‌ی ماریا فرناندا آمپوئرو/ برگردان: شایان جوادی

ماریا فرناندا آمپوئرو (اکوادور، ۱۹۷۶) ماریا فرناندا آمپوئرو نویسنده و روزنامه‌نگار اکوادوری (زاده‌ی ۱۴ آوریل ۱۹۷۶ در گوایاکیل) است. تمام کارهایی که تا کنون از وی منتشر شده، در ژانرهای داستان کوتاه یا ناداستان است. موضوع عمده‌ی کارهای او خشونت …

بیشتر بخوانید »