خانه / تیم تحریریه آنتی‌مانتال (صفحه 3)

تیم تحریریه آنتی‌مانتال

تیم تحریریه آنتی‌مانتال بر آن است تا با تولید محتوای ادبی و انتشار آثار همسو با غنای علمی، هرچند اندک در راستای ارتقای سطح فرهنگی جامعه سهیم باشد. امیدواریم که در این مسیر با نظرات و انتقادات خود ما را همیاری‌ کنید.

شعر “طلا” نوشته‌ی مهدی قاسمی شاندیز

طلا ۱ از سری که به‌اشتباه کرده‌یی تن     بیرون در ازای مبلغی ناچیز دوباره به خانه می‌آیی مثلِ ماشینی که مست کرده باشد تلو تلو بر تخت‌خواب می‌کوبی و رنگ‌ات می‌چکد از دست‌هام ۲ برای کنارآمدن با چه‌ می‌توان کرد …

بیشتر بخوانید »

مقاله “مردانگی ازدست‌رفته: مطالعۀ فرهنگی-روان‌شناختی فیلم «نیویورک، جزبه‌کل» (۲۰۰۸)”/ نوشته‌ی مهدی قاسمی شاندیز پویان فرمانبر

آن‌که اکنون مأوایی ندارد، دیگر نخواهد داشت آن‌که اکنون بی‌کس است، بی‌کس می‌ماند. بیدار می‌شود، کتابی می‌خواند، نامه‌ای طولانی می‌نویسد و در کوچه‌باغ‌ها پرسه می‌زند. بی‌قرار، آن‌گاه که برگ‌ها به دست باد به هرسو می‌روند. روز پاییزی، راینر ماریا ریلکه …

بیشتر بخوانید »

داستان “نباشی چه می‌شود” نوشته‌ی ساحل نوری

امروز رفتم‌ سراغ آینه‌ی توی هال، یک‌هفته‌ی پیش آینه‌ی اتاق را شکستم، دستم را که تکان می‌دهم هزار دست شکسته زیر پایم تکرار می‌شود. فکر می‌کنم، اگر پرسید چرا شکسته می‌اندازم گردن گربه سیاهه که باز حوصله‌اش از کوچه سر …

بیشتر بخوانید »

شعر “ورق خوردن” نوشته‌ی ایوب احراری

ورق خوردن همه‌ی حرف‌های کتاب که نیستم چندتا باشم و نخوانی کافی‌ست؟ ورق بزنید حتی اگر نمی‌خوانید رد شوید دنیا کوچه نیست       که تنگ باشد من جنگی نبوده‌ام هرگز تا کج کنم راه از قفسه مرا دزدیدند چندین و چند …

بیشتر بخوانید »

شعر “سنگ آفتاب” نوشته‌ی اکتاویو پاز/ مترجم: احمد میر علایی

بیدی از بلور، سپیداری از آب، فواره‌ای بلند که بادکمانی‌اش می‌کند درختی رقصان اما ریشه در اعماق بستر رودی که می پیچد، پیش می‌رود روی خویش خم می‌شود، دور می‌زند و همیشه در راه است: کوره راه خاموش ستارگان. یا …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “کلاف سردرگم” نوشته‌ی بهرام صادقی

یک چیز نامرئی هست مثل دست که نمی‌بینمش اما احساسش می‌کنم و ادراکش می‌کنم. مرا هُل می‌دهد این طرف و آن طرف… – آهان! کمی سرتان را بالا بگیرید. ابروهاتان را از هم باز کنید. بخندید. چشم‌تان به دوربین باشد. …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “انتقام چمن” نوشته‌ی ریچارد براتیگان/ برگردان: علیرضا طاهری عراقی

مادر بزرگ من در تاریخ طوفانی آمریکا برای خودش یک پا فانوس دریایی است. توی یکی از شهرستانهای کوچک ایالت واشنگتن قاچاق مشروب می ‌کرد. غیر از این خیلی هم زن خوش قواره‌ای بود، نزدیک صد و هشتاد قد داشت …

بیشتر بخوانید »

نقد تعامل قدرت و دانش (جرم‌شناسی و مجازات) در برخی متون نثر فارسی با رویکرد فوکو متن پژوهی ادبی

نویسندگان نازیلا فرمانی انوشه/ حمیرا زمردی/ منوچهر اکبری/ میترا گلچین چکیده بحث پیرامون کنش متقابل قدرت و دانش یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات‌ نظام فکری فوکو است. رهیافت فوکو بیانگر رابطه‌ای دوسویه بین «قدرت» و «دانش» است، به ‌طوری‌که همان اندازه …

بیشتر بخوانید »

نقد داستان کوتاه «مه‌سعید» نوشته‌ی ساحل نوری /منتقد: محمد مروج

نقد داستان کوتاه «مه‌سعید» نوشته‌ی ساحل نوری منتقد: محمد مروج برای خواندن داستان به انتهای نقد مراجعه کنید. _______________________ اکثر انسان‌های عادی و نرمال در مواجهه با هر پدیده‌‌ای درپی آنند که با تجزیه و تحلیل معنایش را بفهمند. یعنی …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “آدم شدم” نوشته‌ی ساحل نوری

آنقدر در خود فرو رفته‌ام که تنم کوچک شده، لباس‌ها روی بدنم عزا گرفته‌اند، هرچه انتظار از خودم داشتم ته‌ کشیده، تنم شورش کرده توطئه می‌چیند، جدایی طلب شده پاهام یکسو می‌روند و دست‌هام سر از یک‌جای دیگر درمی‌آورند، زمان …

بیشتر بخوانید »

نقد کتاب داستان «سرنثار» نوشته‌ی «مازیار عارفانی»/ منتقد: «محمد مروج»

در همه‌ی فرهنگ‌ها انسان‌هایی هستند که بود و نبودشان به چشم نمی‌آید. کسانی که ناخواسته زیر چرخ‌های حکومت له می‌شوند و ردی ازشان باقی نمی‌ماند. آن‌ها به خواست خود به دنیا نمی‌آیند و مجبورند در تمام طول زندگی بدوند برای …

بیشتر بخوانید »

شعر “دودکش‌پاک‌کن‌ها” نوشته‌ی ویلیام بلیک/ برگردان: نازیتا شاه‌ اسماعیلی

ویلیام بلیک، شاعر نقاش و عارف قرن هجدهم انگلستان بود. او را بعد از شکسپیر، تاثیرگذارترین شاعر انگلیس نامیده‌اند. او دغدغه‌های انسانی را دنبال می‌کرد و آن‌ها را با دیدگاهی عرفانی در آثارش بازتاب می‌داد. دودکش پاک‌کن‌ها نیز یکی از …

بیشتر بخوانید »