خانه / تیم تحریریه آنتی‌مانتال (صفحه 5)

تیم تحریریه آنتی‌مانتال

تیم تحریریه آنتی‌مانتال بر آن است تا با تولید محتوای ادبی و انتشار آثار همسو با غنای علمی، هرچند اندک در راستای ارتقای سطح فرهنگی جامعه سهیم باشد. امیدواریم که در این مسیر با نظرات و انتقادات خود ما را همیاری‌ کنید.

داستان کوتاه “رؤیت دخترِ صد‌درصد ایده‌ال در صبح‌گاه بهاری” نوشته‌ی هاروکی موراکامی

صبح زیبای آوریل در یکی از فرعی‌های تنگِ منطقه شیکِ ‌هاراجوکوِ توکیواز کنار دختر صددرصد ایده‌الم رد می‌شوم. راستش را بخواهید، آن‌قدر‌ها خوشگل نیست. هیچ ویژگی خاصی ندارد. لباس‌هایش به هیچ وجه استثنائی نیستند. از خواب بیدار شده و مو‌های …

بیشتر بخوانید »

شعر “تماس” نوشته‌ی مهدی قاسمی شاندیز

«تماس» من آدم خوبی نبودم، بودم؟ نااابودم و تا بودم هستی از لباس زیرم زیرتر شد تابوت بی‌وتنی در شماره‌ام خاک می‌شد و سکه‌ای که پاچه می‌گرفت از باجه بهای قبض روح بود «چه خوب بود سری که از پا …

بیشتر بخوانید »

شعر “یادت نرود” نوشته‌ی مهرداد فلاح

“یادت نرود” چشمی بفرست برای انگشتانم که مشت این سیب را باز کنم سیب زبان چاقو را خوب می‌فهمد با همین زبان دل ِ این دانه را می‌شکنم فریادش را می‌شنوم همراه این صدا به سفر می‌روم… به «نمی‌دانم» می‌دانم! …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “بیرون رانده” نوشته‌ی ساموئل بکت

از طرف دیگر، مقصودم از بالا به پایین است، عیناَ همین‌طور بود، اغراق نمی‌کنم. نمی‌دانستم از کجا شروع کنم و به کجا ختم کنم. این حقیقت امر است. بنابراین به سه رقم کاملاَ متفاوت می‌رسیدم و هیچ‌وقت هم نمی‌فهمیدم کدامش …

بیشتر بخوانید »

شعر “گریز” نوشته‌ی ساریا ابرا

“گریز” تیر می‌کشم لای پلکی که خالی نمی‌کند خشاب اگر این سد خراب اندازه‌ام نمی‌شود شهر باید متر کنم خیابان را قبل از آنکه آب برود و تن‌پوشِ خانه‌ای شوم که دود از سرش بلند آب از سرِ شهر گذشته …

بیشتر بخوانید »

داستانک”فلاش” نوشته‌ی ایتالو کالوینو

این ماجرا یک روز، سر یک چهارراه اتفاق افتاد، درست وسط جمعیت؛ مردم می‌رفتند و می‌آمدند . من ایستادم، چشم‌هایم را باز و بسته کردم. یک دفعه احساس کردم هیچ حسی ندارم. هیچ. هیچ حسی نسبت به هیچ چیز. من …

بیشتر بخوانید »

مقاله «کنراد، کوپولا، و مسئله تاریخ» از «چارلز وی. هاولی»

«آدم‌ها دوست دارند قصه‌گویی را که از امور واقع نیست از تاریخ‌نویسی که ناظر به امور واقع است جدا کنند. جوری این کار را می‌کنند که انگار می‌دانند چه چیز را باید باور کرد و چه چیز را نباید باور …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “از سئول تا کالیفورنیا” نوشته‌ی محمود اشرف‌زارعی

قرارشان این بود که عبداله بیرون بایستد و رضا توی کیوسک بنشیند. کیوسک کوچک بود. به‌زور یک نفر تویش جا می‌گرفت. رضا بلیت را می‌داد دست مردم و پول را می‌گرفت. عبداله دم ورودی درها مراقب بود کسی بدون بلیط …

بیشتر بخوانید »

شعر “عکس خانوادگی” نوشته‌ی مانی آذرمهر

«عکس خانوادگی» چشم‌های مادرم دودی‌ست اشک‌هاش خانه‌ را همیشه می‌کند خاموش خواهرم آن‌قدر کوچک که همیشه گم می‌شود لای رگ‌های پدر این دست‌های پاره را ما پدر صدا می‌زنیم صورتی‌ست که خنده را سر بریده این در خانه‌ی زخمی من …

بیشتر بخوانید »

مقاله “ناتوانی در عصر حاضر” نوشته‌ی آلن بدیو/ برگردان: مهدی قاسمی شاندیز

ناتوانی در عصر حاضر۱ در این گفت‌و‌گو تلاش بر ‌این بوده است تا تمامی جنبه‌های حیاتی شرایط اروپا و به‌ویژه یونان بررسی شود؛‌ همان‌گونه که انتظار‌ می‌رود ساختارهای بزرگ تاریخی درگیر از ‌جمله سیاست‌های ویژه‌ی تهاجمی سرمایه‌داری معاصر، ضعف مشترک …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “باران تابستان” نوشته‌ی مارگریت دوراس

سروکله‌ی معلم پیدا می‌‌شود. به طرف ارنستو نمی‌رود، می‌‌رود کنار خبرنگار. همه ساکت‌اند. در این سکوت طولانی که همه ساکت‌اند، مادر شروع می‌‌کند به زمزمه‌ی آواز نوا، بی‌کلام، آهسته، درست مثل اوقاتی که تنها است یا در کنار امیلیو، درآن …

بیشتر بخوانید »

مقاله «هویت، مادر، روشنفکر» از «گیل وایس» _ بخش دوم

مادرانِ / روشنفکران – دگرگونی‌های یک هویت دوگانه (۲) در نخستین بخش از این نوشتار، نویسنده از چگونگیِ برساخته‌شدنِ هویت بحث کرد. در این بخش او این مسئله را بررسی می‌کند که هویت‌های «مادری» و «روشنفکری» تا چه اندازه همدیگر …

بیشتر بخوانید »