خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر

بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر

شعر “آهنگ کودکانه” نوشته‌ی اولا هان/ برگردان: مصطفی صمدی

«آهنگ کودکانه» روی تخت آواز می‌خواندم با برادرم در شب‌های داغ تابستان پدرم یک رهرو بود ولی خسته بود و کوفته از گرما و قیل وقال در کارخانه نعره می‌کشید؛ ساکت! ما آرام همچنان می‌خواندیم پدر ولی گوش‌هایش را تیز …

بیشتر بخوانید »

شعر “جزیرهای دلنزار” نوشته‌ی نزند بگیخانی/ برگردان: بابک صحرانورد

نزند بگیخانی، یکی از شاخص‌ترین زنان شاعر کُرد، سال ۱۹۶۴در کردستان عراق متولد شده است. از او تاکنون چندین مجموعه شعر منتشر و برخی از آثارش به زبان‌های عربی، انگلیسی، فرانسوی و سوئدی و فارسی برگردانده شده است. به تازگی …

بیشتر بخوانید »

شعری از علی‌رضا مطلبی

ضخامت فریادم از هندسه‌ی ملاحظات مشت‌ مشت درون زده بود و طاغیِ طاق‌های بَعدِ مُدرنم از یزدیِ به اصرارِ هوا، یزدیِ اغراق‌شده پیِ نماندن می‌ریخت بلاتکلیفی آزادی، از استخوانِ هیچ دردی پنهان نبود وقتی استقرارِ پوسیدگی، لای سی‌و‌دو دندان قاطع …

بیشتر بخوانید »

شعری از زبیده حسینی

حالا که از هیزم ِ تو کم می‌شود این درخت و می‌شکند در حجم پس احتمال‌ها صورت ِ یقین‌اند صورتی سرخوش از انهدام یا طور ِ دیگر برخاستن از تکرار (فرقش به بوسه‌ای برمی‌گردد موازی ِ موهای خوابیده بر سنگ) …

بیشتر بخوانید »

شعر “دوشیزه رزی” نوشته‌ی لوسیل کلیفتون/برگردان: فائزه پورپیغمبر

لوسیل کلیفتون، نویسنده و شاعر آفریقایی‌تبارِ آمریکایی بود. او در بیست‌وهفتم ژوئن سال ۱۹۳۶ و در نیویورک به دنیا آمد. وی نه تنها اولین نویسنده‌ی آمریکایی‌آفریقاییِ برنده جایزه راث لیلی، یکی از معتبرترین جوایز شعری آمریکا، بود، بلکه از اولین …

بیشتر بخوانید »

شعری از افسانه مرادی

لطفعلی خان آی لطفعلی خان که بر زینِ اسبت شب‌های پیاپی در سریالی پیاپی شمشیر می‌زنی بگو گریم چشم‌هایت را دوست داری؟ خالِ زنخدانت را کدام ضلعِ تنهاییت بگذارم بهتر است؟ بگو تابه‌حال به این فکر کرده‌ای در همان حال …

بیشتر بخوانید »

شعر ” خورجین” نوشته‌ی بیرحان کسکین /برگردان: آیدا مجیدآبادی و تورگوت سای

بیرحان کسکین (Birhan Keskin) در سال ۱۹۶۳ در قرقلرایلی (Kırklareli) متولد شد. در سال ۱۹۸۶ در رشته جامعه‌شناسی از دانشگاه ادبیات استانبول فارغ‌التحصیل شد. سال‌ها به‌عنوان ویراستار در انتشارات مختلف کار کرد. اولین شعرش را در سال ۱۹۸۴ نوشت. همراه …

بیشتر بخوانید »

شعری از هانیه بختیار

بر تخت سینه‌ات به قبطی بنگار با یک تراشه‌ی نازک از استخوان فک شانه‌ی چپ تا شانه‌ی راست نه دوّار، قلم بگردان چون احاطه‌ی ماه بدر: زبانِ عصر بدکار است. میخ که بر انحنای گردن کشیدی نیایِ سومری در خون …

بیشتر بخوانید »

شعر “تماشا شده” نوشته‌ی اولا هان/ برگردان: مصطفی صمدی

اولا هان شاعر و نویسنده آلمانی زاده‌ی  ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ میلادی است. او دانش‌آموخته‌ی رشته آلمانی‌شناسی، جامعه‌شناسی و تاریخ در دانشگاه شهر کُلن است که در سال ۱۹۷۸ موفق به اخذ درجه دکتری ازهمین دانشگاه شده است. «قلبی بر سر» …

بیشتر بخوانید »

شعری از محمدعلی حسنلو

چه خواب‌ها که در سر داشتم وُ چه خارها که بر تن سیاه وُ الماس‌گونه طلا بودم در سرزمین‌تان ارزشمند بر سرایِ نخل‌ها آن‌گونه که پندار نازکِ مردم می‌توانست نجاتش را به رویایم گِره بزند به تجزیه‌ی ابناء و انواعم …

بیشتر بخوانید »

شعر “دیگر هراسی ندارم” نوشته‌ی روبر ساباتیه/ برگردان:فرزانه شهفر

روبر ساباتیه که یکی از برجسته‌ترین شاعران و نویسندگان قرن بیستم فرانسه است، در ۱۹۲۳ در پاریس چشم به جهان گشود. خیلی زود پدر و مادرش را از دست داد و تحت سرپرستی عموی خود در چاپ‌خانه‌ی کوچک او مشغول …

بیشتر بخوانید »

شعری از زلما بهادر

پنج سال از زبان تو می‌بُرم‌/ اضافه می‌کنم به انگشتم‌ اشاره‌ی‌ خط را نمی‌بینم نوشته‌ام آجر به آجر این رویا‌ را‌ خاک کرده‌ام معمارِ من وقت است نمی‌رسد و نمی‌رسم هر بار یکی ساکن می‌گذرد‌ گشته‌ایم‌ ما؟ با پنج دهانِ …

بیشتر بخوانید »