“یادت نرود” چشمی بفرست برای انگشتانم که مشت این سیب را باز کنم سیب زبان چاقو را خوب میفهمد با همین زبان دل ِ این دانه را میشکنم فریادش را میشنوم همراه این صدا به سفر میروم… به «نمیدانم» میدانم! …
بیشتر بخوانید »
تیم تحریریه آنتیمانتال آگوست 8, 2020 شعر ۰
“یادت نرود” چشمی بفرست برای انگشتانم که مشت این سیب را باز کنم سیب زبان چاقو را خوب میفهمد با همین زبان دل ِ این دانه را میشکنم فریادش را میشنوم همراه این صدا به سفر میروم… به «نمیدانم» میدانم! …
بیشتر بخوانید »تیم تحریریه آنتیمانتال آگوست 8, 2020 داستان جهان ۰
از طرف دیگر، مقصودم از بالا به پایین است، عیناَ همینطور بود، اغراق نمیکنم. نمیدانستم از کجا شروع کنم و به کجا ختم کنم. این حقیقت امر است. بنابراین به سه رقم کاملاَ متفاوت میرسیدم و هیچوقت هم نمیفهمیدم کدامش …
بیشتر بخوانید »تیم تحریریه آنتیمانتال آگوست 6, 2020 داستان جهان ۰
این ماجرا یک روز، سر یک چهارراه اتفاق افتاد، درست وسط جمعیت؛ مردم میرفتند و میآمدند . من ایستادم، چشمهایم را باز و بسته کردم. یک دفعه احساس کردم هیچ حسی ندارم. هیچ. هیچ حسی نسبت به هیچ چیز. من …
بیشتر بخوانید »تیم تحریریه آنتیمانتال آگوست 6, 2020 مقاله ۰
«آدمها دوست دارند قصهگویی را که از امور واقع نیست از تاریخنویسی که ناظر به امور واقع است جدا کنند. جوری این کار را میکنند که انگار میدانند چه چیز را باید باور کرد و چه چیز را نباید باور …
بیشتر بخوانید »تیم تحریریه آنتیمانتال آگوست 2, 2020 داستان ۰
قرارشان این بود که عبداله بیرون بایستد و رضا توی کیوسک بنشیند. کیوسک کوچک بود. بهزور یک نفر تویش جا میگرفت. رضا بلیت را میداد دست مردم و پول را میگرفت. عبداله دم ورودی درها مراقب بود کسی بدون بلیط …
بیشتر بخوانید »تیم تحریریه آنتیمانتال آگوست 2, 2020 شعر ۰
«عکس خانوادگی» چشمهای مادرم دودیست اشکهاش خانه را همیشه میکند خاموش خواهرم آنقدر کوچک که همیشه گم میشود لای رگهای پدر این دستهای پاره را ما پدر صدا میزنیم صورتیست که خنده را سر بریده این در خانهی زخمی من …
بیشتر بخوانید »تیم تحریریه آنتیمانتال آگوست 2, 2020 مقاله ۰
ناتوانی در عصر حاضر۱ در این گفتوگو تلاش بر این بوده است تا تمامی جنبههای حیاتی شرایط اروپا و بهویژه یونان بررسی شود؛ همانگونه که انتظار میرود ساختارهای بزرگ تاریخی درگیر از جمله سیاستهای ویژهی تهاجمی سرمایهداری معاصر، ضعف مشترک …
بیشتر بخوانید »تیم تحریریه آنتیمانتال آگوست 2, 2020 داستان جهان ۰
سروکلهی معلم پیدا میشود. به طرف ارنستو نمیرود، میرود کنار خبرنگار. همه ساکتاند. در این سکوت طولانی که همه ساکتاند، مادر شروع میکند به زمزمهی آواز نوا، بیکلام، آهسته، درست مثل اوقاتی که تنها است یا در کنار امیلیو، درآن …
بیشتر بخوانید »تیم تحریریه آنتیمانتال جولای 31, 2020 مقاله ۰
مادرانِ / روشنفکران – دگرگونیهای یک هویت دوگانه (۲) در نخستین بخش از این نوشتار، نویسنده از چگونگیِ برساختهشدنِ هویت بحث کرد. در این بخش او این مسئله را بررسی میکند که هویتهای «مادری» و «روشنفکری» تا چه اندازه همدیگر …
بیشتر بخوانید »تیم تحریریه آنتیمانتال جولای 31, 2020 شعر ۰
چه کنم با کاش که مثل مرگ فامیل نزدیک من است؟ دستم آخ راست کرده تا بی تنهام کند با جیغ گذاشته رفته خانه بی چمدان و کفش که مثل خمپاره یک پات اینجا و یکی آنجا با جنگ فرار نکرده جز …
بیشتر بخوانید »تیم تحریریه آنتیمانتال جولای 30, 2020 داستان ۰
چند پرنده سفید، به سفیدی مهی که در چین تپهها و لابهلای برگها جا کرده بود، در هوا بال زدند و چرخیدند. زن به بهانه دنبال کردن یکی از آنها به طرف مرد برگشت. مرد جاده را نگاه میکرد. زن …
بیشتر بخوانید »تیم تحریریه آنتیمانتال جولای 29, 2020 شعر جهان ۰
برای نوشتنِ آخرین کلماتم آنها که فقط برای تواند، آنها را در یخدان میگذارم جای امنی کنار نوشیدنیها و گوجهفرنگیها و شاید آنها آخرین کلمات باشند نامههای قدیمیِ ذوبشده به شکل زنبوری سیاه درمیآیند تنپوش شب به آنی چون کاغذ …
بیشتر بخوانید »
آنتی مانتال ادبیات فارسی، شعر، داستان، مقاله و نقد ادبی