خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : داستان کوتاه

بایگانی/آرشیو برچسب ها : داستان کوتاه

داستان کوتاه “کاش ماشین‌ها بوق نداشتند” نوشته‌ی خاطره دبیرزاده

دختربچه همین‌طور دارد تاب می‌خورَد، هربار که جلو می‌آید نور خورشید از لابه‌لای خرده تارهای بیرون زده از دو بافه‌ی آویزان کنار صورتش می‌خورَد به دهانش و خنده‌اش را واضح می‌کند…دختربچه همین‌طور دارد تاب می‌خورَد، هربار که عقب می‌رود نور …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه”یک جفت تیله‌ی سبز” نوشته‌ی مریم سعیدی

شب‌هایی که بی‌خوابی به سرش می‌زد شروع می‌کرد به شمردن فاصله بین دم و بازدم‌های احمد. خر و پف‌هایش گاهی صدای ریختن آوار می‌داد. یک وقت‌هایی هم انگار که نفسش گیر کند توی شش‌هایش، یا که یادش رفته باشد نفس …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه”آبگرمکن” نوشته‌ی پرنیا ابهریان

خون شره می‌کند بین ران‌هایم. خیره‌ام به درجه آب گرم کن که گرم می‌شود یا نه، که ته زورش همان دو دقیقه اول حمام بوده که گرم بوده و بعدش سرما، سرما، سرما.  گردنم از نگاه کردن طولانی به درجه …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه”کشتارگاه” نوشته‌ی عرفان طبیب‌چی

مورچه‌ها از زیرِ درِ توالت بیرون میان، سوسکِ‌ مرده، کاندوم، پاکت وینستون آبی، سناتور شرابی و خشاب ژلوفن رو رد می‌کنن و زیر مبل می‌رسن. هر ۵ دقیقه یه‌دونه خرس پاستیلی رو از زیر مبل بیرون می‌کشن. خرسا بعد مرگ …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “اعوجاج” نوشته‌ی سارا سمیع‌زاده

من همسر پادشاه بودم. از او فرزندی در شکم داشتم. جنگ بود و کاخ در محاصره دشمن. خاطرم نیست پادشاه کشته شده بود یا اسیر. فرصت تنگ بود. دالان‌های پیچ‌درپیچ کاخ را به سرعت پیمودم. سوار بر آسانسوری مخفی به …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “کلاف سردرگم” نوشته‌ی بهرام صادقی

یک چیز نامرئی هست مثل دست که نمی‌بینمش اما احساسش می‌کنم و ادراکش می‌کنم. مرا هُل می‌دهد این طرف و آن طرف… – آهان! کمی سرتان را بالا بگیرید. ابروهاتان را از هم باز کنید. بخندید. چشم‌تان به دوربین باشد. …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “انتقام چمن” نوشته‌ی ریچارد براتیگان/ برگردان: علیرضا طاهری عراقی

مادر بزرگ من در تاریخ طوفانی آمریکا برای خودش یک پا فانوس دریایی است. توی یکی از شهرستانهای کوچک ایالت واشنگتن قاچاق مشروب می ‌کرد. غیر از این خیلی هم زن خوش قواره‌ای بود، نزدیک صد و هشتاد قد داشت …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “آدم شدم” نوشته‌ی ساحل نوری

آنقدر در خود فرو رفته‌ام که تنم کوچک شده، لباس‌ها روی بدنم عزا گرفته‌اند، هرچه انتظار از خودم داشتم ته‌ کشیده، تنم شورش کرده توطئه می‌چیند، جدایی طلب شده پاهام یکسو می‌روند و دست‌هام سر از یک‌جای دیگر درمی‌آورند، زمان …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “مسیح” نوشته‌ی ماریا فرناندا آمپوئرو/ برگردان: شایان جوادی

ماریا فرناندا آمپوئرو (اکوادور، ۱۹۷۶) ماریا فرناندا آمپوئرو نویسنده و روزنامه‌نگار اکوادوری (زاده‌ی ۱۴ آوریل ۱۹۷۶ در گوایاکیل) است. تمام کارهایی که تا کنون از وی منتشر شده، در ژانرهای داستان کوتاه یا ناداستان است. موضوع عمده‌ی کارهای او خشونت …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “بیمارستان سینا” نوشته‌ی امیرمحمد محدثی

حوالی شش صبح از صدای ناله‌های کاوه از خواب پرید. روی صندلی کنار تخت بیمار خوابش برده بود. کاوه همین‌طور که به ملافه‌ها چنگ می‌زد و ناله می‌کرد کلمات نامفهومی از زبانش بیرون می‌آمد. کلماتی که معلوم نبود از تأثیر …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “شوالیه، مرگ و شیطان” نوشته‌ی ولادی کوسیانسیچ/ برگردان: یاشین آزادبیگی

ولادی کوسیانسیچ (آرژانتین، ۱۹۴۱) Vlady Kociancich دانشجوی خورخه لوئیز بورخس بود و اولین مجموعه داستانش با عنوان شجاعت را در سال ۱۹۷۰ منتشر ساخت. رمانش هشتمین شگفتی (۱۹۸۲) با استقبال خوبی در اسپانیا و آرژانتین روبه‌رو شد. بعد از آن …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه “باز هم داستان بنویس” نوشته‌ی سمیرا مسعودی

حتماً باید راهی باشد تا بتوانم در داستانم چروک‌های روی پیشانی‌ات را عمیق‌تر نشان دهم. موهایت بلوند نیست قهوه‌ای کمی روشن است، اما خودت یک بار گفتی موهایت را که بلوند می‌کنی چروک‌های روی پیشانی‌ات بیش‌تر خودشان را نشان می.دهند. …

بیشتر بخوانید »