خانه / شعر جهان / شعر “پرده” نوشته‌ی بختیار علی/ برگردان: صنعان صدیقی

شعر “پرده” نوشته‌ی بختیار علی/ برگردان: صنعان صدیقی

«پرده»

تنها بازیگران آن سوی پرده نیستند … خورشید هم آن سوی پرده است، دریا هم آن‌سوی پرده است. به راستی که هیچ چیز را راهی به سوی من نخواهد بود، پرتو نور آن سوی پرده است و باغ و پرندگان هم تنها آن سوی پرده‌اند. آموزگاری که ایستاده تا قوانین دنیا را به من بیاموزد، کارگردانی که می‌خواهد به من بگوید کدام نمایش برایم بهتر است … همه دوراَند … همه آن سوی پرده‌اند. درختانی که درس‌هایی در باب افسونِ پاییز به من می‌آموزند. عطاری که می‌آموزدم، چه‌سان مرهمِ روز را بر زخم شب بمالم … فرشته‌ای که می‌خواهد مرز میان زندگی و مرگ را نشانم دهد، دستی که می‌خواهد مرا از این دیوارِ پوسیده‌ بالا ببرد، آهنگری که می‌خواهد این زندان را بشکند و آزادم کند. همه دوراَند … همه آن سوی پرده‌اند. حتی کلمات هم دوراَند و مرا به سوی آنها راهی نیست. تنها، تنهایی این سوی پرده است، تنها تنهایی … دیگر همه‌‌ی دنیا … مادرم و دریا … دخترم و ستاره‌ها … زنم و گلدان‌های غمگین‌اش … یارانم و خیانت … همه دوراَند … همه دوراَند … همه آن‌سوی پرده‌اند.

از کتاب «ای بندرِ دوست، ای کشتیِ دشمن»،

درباره‌ی تیم تحریریه آنتی‌مانتال

تیم تحریریه آنتی‌مانتال بر آن است تا با تولید محتوای ادبی و انتشار آثار همسو با غنای علمی، هرچند اندک در راستای ارتقای سطح فرهنگی جامعه سهیم باشد. امیدواریم که در این مسیر با نظرات و انتقادات خود ما را همیاری‌ کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *