خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر (صفحه 10)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر

شعر “صندلی‌ در برف” از “جین هیرشفیلد”

سفید می‌شود صندلی در برف مثل هر چیز دیگری                                 فربه…  با این‌حال     حال‌ش گرفته همیشه بیش‌تر از‌ تختی کلاهی یا خانه‌ای حتی تنها برای این‌ست صندلی تا متوقف کند برای هرکس لحظات کمی را      که زودگذر‌ و منعطف‌ند …

بیشتر بخوانید »

شعر «نفیر زمستانی» از «بیژن الهی»

و آن پرنده اگر تن به باد نمی‌داد نمی‌دیدی باد از کدام سوست نمی‌دانستی آتشِ یاقوت بر انگشت‌ت از چه خاموش شده‌ست پس با همین خموشیده با همین نگین نامه را سر به مهر نما این نفیر زمستانی… این صدا …

بیشتر بخوانید »

شعر «از این راه‌ها» نوشته‌ی حافظ موسوی

«از این راه‌ها» از این راه‌ها هم می‌توانستی آمده باشی یا حتی آمده بودی که سرخس‌ها این‌گونه سر خم کرده‌اند از جنگل بلوط بالا رفتیم امرودهای نرسیده را تماشا کردیم و رسیدیم باران ایستاده بود و قارچ‌ها چترهای‌شان را زیر …

بیشتر بخوانید »

شعر «مست هستیم» از یانیس ریتسوس

مست هستیم ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم از روزهایی که هنوز نیامده‌اند از آزادی ای که در طلبش بودیم از آزادی ای که ذره‌ذره به دست می‌آوریم …

بیشتر بخوانید »

شعر «سرفه» از هیوا باجور

سرفه من به دنیا می‌آمدم جز در مواقع نمی‌آمدم که هی می‌رفتم عینهو فرو به هرجا تا بیایی جای این‌ها بیای لب‌هات کو؟ نکند مرده بودم بودی و انباری که سرفه‌اش خون  مثل همین عکس که نیفتادی از بس افتادم …

بیشتر بخوانید »

درآمدی بر شعر و اندیشه‌ی اکتاویو پاس نوشته‌ی کوسروف چانتیکیان/ برگردان: رضا اسکندری

درآمدی بر شعر و اندیشه‌ی اکتاویو پاس کوسروف چانتیکیان ۱٫ شاعر اوکتاویو پاس، در مقدمه‌اش بر نخستین ویرایش کمان و چنگ سوالی را برابر ما و خودش می‌گذارد: «از آن روزی که سرودن اشعار را شروع کردم، برایم سوال بود …

بیشتر بخوانید »

شعر “واقعیت رویای من است” از “بیژن نجدی”

“واقعیت رویای من است” واقعیت خواب‌های من است خون رویای من برگ‌تر از سبز – سبزتر از برگ گیاه که با دشنه تلکس خبرگزاری‌‌ها خنجر کلمات روزنامه نمی‌ریزد واقعیت رویای من است آن‌جا هیچ‌کس نمی‌داند که سیلی چیست؟ و چاقو شرمنده …

بیشتر بخوانید »

شعر ” سیاهی بر سیاهی” از “سینا بهمنش”

” سیاهی بر سیاهی ” می‌پرسد چرا سیاه پوشیده‌ای؟ نمی‌بینی ؟ عروسی است باران دارد با لباسی سپید می‌آید حتی اگر تو نامش را بگذاری برفی که بر گورستان می‌بارد می‌گویم بی برفی سپید عید تا عیدمان زمستان است در …

بیشتر بخوانید »

مقاله “دفاع از نظریه بازتولید ادبی” از “پی‌یِر ماشِری”

“دفاع از نظریه بازتولید ادبی” نویسنده: پی‌یِر ماشِری در جواب به این سوال که «ادبیات چگونه عمل می‌کند؟» اینجا خیلی ساده پاسخ خواهیم داد: با بازتولید خودش. اما چگونه می‌توان از ادبیاتی دفاع کرد که خودش را «بازتولید» می‌کند؟ و …

بیشتر بخوانید »

شعر “در آستانه” از “احمد شاملو”

“در آستانه” باید اِستاد و فرود آمد بر آستانِ دری که کوبه ندارد، چرا که اگر به‌گاه آمده‌باشی دربان به انتظارِ توست و اگر بی‌گاه به درکوفتن‌ات پاسخی نمی‌آید. کوتاه است در، پس آن به که فروتن باشی. آیینه‌یی نیک‌پرداخته …

بیشتر بخوانید »

شعر “آدم‌های بهاری” از “بیژن الهی”

آدم‌های بهاری چه می‌کنید با برگی که خزان دوست بدارد؟ چه می‌کنید با پروانه‌یی که به آب افتد؟ از سر هر انگشت پروانه‌ای پریده ست.  پروانه‌ی کدام انگشت تشنه بود؟ پروانه‌ی کدام انگشت به آب می‌میرد؟ من بارها اندیشیده‌ام من …

بیشتر بخوانید »

شعر “نه آسمان نه زمین” از “اکتاویو پاز”

“نه آسمان نه زمین” به دور از آسمان به دور از نور و تیغه‌اش به دور از دیوارهای شوره بسته به دور از خیابان‌هایی که به خیابان‌های دیگر می‌گشاید پیوسته به دور از روزنه‌های وز کرده‌ی پوستم به دور از …

بیشتر بخوانید »