خانه / تیم تحریریه آنتی‌مانتال (صفحه 46)

تیم تحریریه آنتی‌مانتال

تیم تحریریه آنتی‌مانتال بر آن است تا با تولید محتوای ادبی و انتشار آثار همسو با غنای علمی، هرچند اندک در راستای ارتقای سطح فرهنگی جامعه سهیم باشد. امیدواریم که در این مسیر با نظرات و انتقادات خود ما را همیاری‌ کنید.

مقاله‌ی زنانِ چینیِ ایران از ساحل نوری

زنان چینی ایران اوریانا فالاچی در بخشی از کتاب جنس ضعیف، زنان چین قدیم را با پاهایی که در هفت سالگی باید جا بماند و تنی که بجز پا فقط اجازه‌ی رشد دارد به تصویر می‌کشد. زنانی که از کودکی …

بیشتر بخوانید »

داستان ابر بارانش گرفته از شمیم بهار

سلام – گیتی دیروز که جمعه بود برگشت ولی خدا کند این کاغذ زودتر به دستت برسد چون قرار بوده دوازده روزی در یونان بماند که توی یکی از این جزایر الان هر چه فکر می‎کنم اسمش یادم نمی‌آید خلاصه …

بیشتر بخوانید »

داستان شکستن تخم‌مرغ پیش پای عروس از عارف حسینی

برایت اسفناج درست کرده بود، مزه‌ی زهر مار می‌داد بس که نمک زده بود، خوش‌مزه‌ترین غذایی بود که تا حالا خورده‌ای. می‌گفت عاشق لواشک است، لیسیدن را از او یاد گرفته بودی، یاد گرفته بودی که هرکاری را اگر کش …

بیشتر بخوانید »

مقاله‌ی قانون؛ این زندان انتزاعی از پویان فرمانبر

«قانون؛ این زندان انتزاعی» اعلام عجز و لابه از هیولایی متافیزیکی و تحلیل بی کاربرد از وضعیت اعمال زور در جهان امروز و نهایتا مخاطب را با هجمه‌ای از ترس و انفعال تنها گذاشتن، اگر فضای غالب بر اکثر مقالات …

بیشتر بخوانید »

شعر راه آزادی از اورهان ولی کانیک

راه آزادی نزدیک طلوع که دریا از نور ماه روشن‌ست راه خواهی افتاد. در گودی دست‌ها، شهوت گرفتن پارو‌ در دل‌، هیجانِ انجام ِکاری که در پیش است راه خواهی افتاد. تور ماهیگیری‌، که کشیده می‌شود در آب برای ماهی‌ها …

بیشتر بخوانید »

شعر شالِ بلندِ قرمز از عارف حسینی

«شالِ بلندِ قرمز» که سه متر شال را دور سرت آویزان کنی که مریم منصفی باشی مسیح نو خلق کنی این قیر و شن‌ها را نبودنی کنی، بودنی کنی من از خطرت بیرون رفته نتوانم مبل در من فرو ملیکا …

بیشتر بخوانید »

شعر طاغی از مرجان دشتی

طاغی لانه‌ای کاشته‌ام گذاشته‌ام در اتاق که مثل چاله‌ای مچاله کند مرا در منی که اتو گرفته باشد زیر چروکی‌اش را و انداخته باشد روی چوبی که زمین نخورد به شخصیتم بر نمی‌خورد به آنکه وقتی تنش می‌روم به تنگی …

بیشتر بخوانید »

شعر وقتی از شعر سرودن دست می‌کشم از تس گالاگر

آسمان به زمین بیاید، یا زمین به آسمان مهم نیست وقت تا زدن لباس‌ها، هنوز یک زنم زنی که کارهای عالم روی سرش ریخته. آستین‌های پیراهنش را روی هم می‌گذارم، هیچ چیز نمی‌تواند این ملایمت میان ما را از ما …

بیشتر بخوانید »

نقد داستان شب از محمد مروج

شب شب است و حالا که دارم این حرف‌ها را می‌نویسم، نوشته‌های روی دستم، خطوط بی‌معنی و خنده‌دار، شبیه مسیر حرکت جانوری شده است که کور است و در نهایت درماندگی دست و پا می‌زند. لاک‌های روی ناخن‌هایم خش دارد …

بیشتر بخوانید »

نقد شعر شتر از محمد مروج

شتر همیشه پای دار اشک می‌بافتم و تا سپیده دم روی هر رج چشم می‌گذاشتم گلیم خانه‌ کوتاه پای من اما بلند بود باید از آب می‌گرفتم گلیم دیگری ولی پدر با لگد فرمان ایست می‌داد و نمی‌‌دانست که من …

بیشتر بخوانید »

داستان سیگانوئو از ساحل نوری

سیگانوئو در کافه‌ایی دنج، نبش خیابان هفتم چادوزو شهر کوچک ورناتو در ایالت فرداوانو، قاره پورنسیا، کره‌ی شصت و هشتم از کهکشان راه طلایی متمایل به بنفش نشسته بود و به کاغذ قهواییِ رنگ رو رفته‌ی روی دیوارها زل زده …

بیشتر بخوانید »