خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : ادبیات

بایگانی/آرشیو برچسب ها : ادبیات

مقاله “مازوخ و ادبیات” نوشته‌ی ژیل دلوز

مازوخ نه دستاویزی برای روان پزشکی یا روانکاوی است، و نه حتا فیگور برجسته و خاص مازوخیسم. چراکه فاصله‌ی خود با تمامی تفاسیر بیرونی را حفظ می‌کند. نویسنده بیشتر یک پزشک است تا بیمار، او یک تشخیص پزشکی را ارئه می‌دهد، …

بیشتر بخوانید »

شعر «دکلمه‌ی یک انسان پوک» از «محمدعلی حسنلو»

می‌خواهی نخستین نفر باشی نخستین صدایی که فُرم صمیمانه می‌گیرد زنگ می‌زند وُ تبخیر نوروز را در فراگیری بیماری بَرملاء می‌کند می‌خواهی همیشه نخستین باشی دست از عادات‌ِ هزارساله بَرنَداری مُدام گوش‌اَت را از پیش‌بینی حوادث دِرو کنی از هوش …

بیشتر بخوانید »

مقاله «بدنِ بدهکاران» از «علی هداوند» 

تا کنون هیچ‌ کس معلوم نکرده که یک بدن قادر به انجام دادنِ چه کار‌هایی است. _اسپینوزا، کتابِ اخلاق_      ماشینِ سرمایه‌داریِ جدید، سامانه یا دیسپوزیتیفی[۱] است مشتمل بر همه‌ی ابعادِ زیست_سیاسی که شکلِ جدیدی از سوبژکتیویته و نظمِ اجتماعی …

بیشتر بخوانید »

مقاله «کنراد، کوپولا، و مسئله تاریخ» از «چارلز وی. هاولی»

«آدم‌ها دوست دارند قصه‌گویی را که از امور واقع نیست از تاریخ‌نویسی که ناظر به امور واقع است جدا کنند. جوری این کار را می‌کنند که انگار می‌دانند چه چیز را باید باور کرد و چه چیز را نباید باور …

بیشتر بخوانید »

شعر «برای نوشتنِ آخرین کلماتم» از «ان سکستون»

برای نوشتنِ آخرین کلماتم آن‌ها که فقط برای تواند، آن‌ها را در یخ‌دان می‌گذارم جای امنی کنار نوشیدنی‌ها و گوجه‌فرنگی‌ها و شاید آن‌ها آخرین کلمات باشند نامه‌های قدیمیِ ذوب‌شده به شکل زنبوری سیاه درمی‌آیند تن‌پوش شب به آنی چون کاغذ …

بیشتر بخوانید »

مقاله «تنگناهای هویت مادر / روشنفکر» از «گیل وایس» _ بخش اول

مادرانِ / روشنفکران – دگرگونی‌های یک هویت دوگانه (۱) در بسیاری از فرهنگ‌ها و سنت‌ها این نظر نهفته است که کار اندیشگی کاری مردانه و پدرانه است و با زنانگی و مادرانگی نمی‌خواند. در این نوشتار که در سه بخش …

بیشتر بخوانید »

مقاله «جنون، غیاب اثر» از «میشل فوکو»

شاید روزی فرا برسد که دیگر ندانیم جنون چه بود. چهره‌اش آن‌روز بر روی خودش بسته است، و دیگر آن زمان به ما این اجازه را نمی‌دهد تا نشانه‌هایی را که پشت سرِ خود باقی گذاشته است رمز گشایی کنیم. …

بیشتر بخوانید »

شعری از «ساناز مصدق»

از تنگه‌ی منجیل پشت لب‌هایم از قله‌های تنم که کرده‌اند نشست و غدّه‌ای که ناگهان میان‌مان نشست چه یادت هست؟ افتاده زالو روی ساعت‌م بیا مرا ببر بیا مرا روز کن میانِ دو شب جهان بی‌رحم‌ست و این رَحِم‌ با …

بیشتر بخوانید »

شعر «هر عشق تازه‌ای» از «بلاگا دیمیتروا»

هر عشق تازه‌ای قاتل است! بی آن‌که دست‌ش بلرزد همه‌ی عشق‌های پیشین را می‌کُشد آه با چه لبخند معصومی خنجر فرود می‌رود بر پشت!! اولین و آخرین و یگانه‌ترین عشق. همه‌جا شریک جرم دارد: در اتوبوسی که دیر می‌رسد در …

بیشتر بخوانید »

مقاله «فوکو و رازهای زنانگی» از «ساندرا لی بارتکی»

میشل فوکو۱ در نقدی قابل تأمل از جامعه مدرن استدلال می‌کند که ظهور نهادهای قانون‌گذاری و تلقی‌های جدید از آزادی سیاسی توأم بود با پیدایش ‌جنبشی پنهانی‌تر در ضدیت با آن، یعنی ظهور انضباطی جدید و بی‌سابقه‌ که بدن آدمی را …

بیشتر بخوانید »

شعر «آخرین‌ بلیط» از «گراناز موسوی»

شبی که بلندترین راهِ شیری از تو می‌رقصید دکمه‌های صدفی به چه کار می‌آمد؟  سیاه پوشیده‌ام که سپیدم کنی  و گونه‌هایم را سرخ.  گولِ خامه‌دوزی‌ها را نخور هنوز همان غارنشین‌م که خدا با برگ مو خجالت‌م داد از وقتی رفته­‌ای …

بیشتر بخوانید »

مقاله «هگل و حلقه‌ی شادخواری باکوسیِ حقیقت» از «هوارد کِینز»

حقیقت حلقۀ شادخواری باکوسی‌ای‌ است که در آن هیچ عضو نامستی یافت نمی‌شود. و از آنجایی که هر عضو، به محض اینکه جدا می‌شود، بلافاصله عضویتش را در حلقۀ شادخواری منحل می‌کند، خودِ حلقۀ شادخواری در حالتی از سکونِ شفاف …

بیشتر بخوانید »