دربارهی کتاب:
« دانش باید به حکمت و معرفت منتهی بشه و اگه نشه مفت نمیارزه! اما هیچ کس بهش اشاره نمیکنه! تو دانشگاه حتی یه کلمه هم به گوشت نمیخوره که قراره معرفت هدف کسب دانش باشه. یعنی حتی کلمه معرفت هم به گوش آدم نمیخوره!»[۱]
فرانی و زویی دو فرزند کوچک خانوادهی بزرگ گلس هستند. به غیر از آنها خانواده گلس پنج فرزند دیگر نیز دارند. رمان فرانی و زویی شامل دو داستان درباره این دو فرزند است.
داستان اول درباره فرانی است که کوچکترین دختر خانواده است. این داستان شرح ملاقات فرانی با پسری به نام لین کاتل است. فرانی که علاقه زیادی به ادبیات و عرفان شرقی دارد دست به گریبان یک بحران روحی عرفانی است. وی مشغول خواندن یک کتاب عرفانی می شود و آشفتگیهای روحی و فکری به سراغش میآید و عوالمی برای وی آشکار میگردد.
داستان دوم نیز روایت زویی کوچکترین پسر خانواده است. زویی برادر بزرگ فرانی است و بازیگری میخواند. وی به همراه خانوادهاش تلاش میکند فرانی را از بحران روحی نجات دهد. برادر بزرگ این خانواده به نوعی قدیس خانواده آنها است که سالها قبل خودکشی کرده است. بادی یکی دیگر از اعضای خانواده سالها است در انزوا به سر میبرد.
داستان از آنجایی آغاز میشود که فرانی برای تعطیلات آخر هفته و مشاهده یک مسابقه فوتبال با قطار پیش دوستش لین کاتل رفته است. آنها برای ناهار به یک رستوران میروند و آنجا فرنی حالش دگرگون میشود. فرانی به شدت درگیر مطالعه کتابی است به نام سلوک زائر که درباره دعاکردن دائمی برای حضرت مسیح است. او که بیست سال بیشتر ندارد اسیر و مجذوب کتاب شده و احساس همذات پنداری با سالک پیری که شخصیت اصلی کتاب، میکند. فرانی کمکم تارک دنیا میشود و شروع به ذکر کردن میکند. او بسیار تحلیل میرود و رنجور و گوشهگیر میشود. بخش فرنی درجایی تمام میشود که وی در رستوارن از هوش میرود و او را به خانه منتقل میکنند.
بخش دوم داستان زویی نام دارد که حجم بزرگی را در بر میگیرد. در این بخش فرانی به خانه برگشته و میبینیم که کتاب سلوک زائر را از اتاق برادر بزگش برداشته و ورق میزند و سیمور برادر بزرگترش که حالا خودکشی کرده است حضور نادیدنی اما محسوس دارد. زویی برادر کوچک فرنی تلاش میکند فرانی را راهنمایی کند و او را از این حال بیرون بیاورد. زویی خود این مرحله فرانی را پیش از این تجربه کرده است و حال خواهرش را میداند. تلاش فرنی برای رسیدن به سلوک درونی بهانهای میشود تا زویی هم به شناختی مجدد از مذهب برسد و فرانی را از مذهب بدون تفکر برهاند. فرانی در مییابد دین و عشق به مسیح و خدا فقط ذکر گفتن مدام نیست و هر چیزی که برای خدا انجام شود جزو سلوک محسوب میشود. از این رو بازیگری که شغل مورد علاقه فرانی است جنبهای عرفانی و مقدس به خود میگیرد چرا که برای رضای خدا و آگاهی بخشی جامعه انجام میشود. فرانی و زویی پیام آور محبت و شناخت نهفته در ذات مذهب است و تلاش دارد بفهماند دین بدون اندیشیدن توخالی است و انسان را تنها دچار سردرگمی میکند.
این کتاب پر از اسامی اشخاص و مکانها و واقعهها و اتفاقهایی است که نویسنده از تاریخ و مذهب برداشت کرده و در جای جای کتاب به آنها اشاره میکند. از این رو مترجم برای فهم بیشتر وقایع و داستان در پیوست کتاب بخش بزرگی ضمیمه کرده است که مکانها و وقایع و اشخاص در آن به تفصیل توضیح داده میشود.
داریوش مهرجویی از این رمان اقتباس سینمای موفقی به نام پری ساخته است که ماجرای فرانی را دنبال میکند.
همه اهل این خانواده از هوش و استعداد سرشاری برخوردارند و بینشی غیر عادی دارند. سراسر کتاب پر است از جملات عمیق فلسفی و تفکر برانگیز درباره دین و عرفان که نشان دهنده دانش عمیق سلینجر از عرفان شرقی دارد.
سلینجر را بیشتر به عنوان نویسندهای میشناسند که شخصیت پردازیهای بسیار قوی و خوبی به دست میدهد. مهمترین و پر آوازهترین اثر سلینجر رمان ناتور دشت است که علاقمندان بسیاری در دنیا و در ایران دارد. «دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم»، «خاطرات شخصی یک سرباز»،«دختری که میشناختم» و «جنگل واژگون » از دیگر آثار وی است که به فارسی ترجمه و منتشر شدهاند. بدون شک شاخصترین اثر سلینجر را میتوان فرانی و زویی دانست. فرانی و زویی در برخورد همدیگر است که گرههای داستان و گرههای بحران روحیشان را حل میکنند. به همین دلیل این دو بدون هم و مستقل از هم میتوانند تکمیل کننده چیزی باشند. همه اهل این خانواده از هوش و استعداد سرشاری برخوردارند و بینشی غیر عادی دارند. سراسر کتاب پر است از جملات عمیق فلسفی و تفکر برانگیز درباره دین و عرفان که نشان دهنده دانش عمیق سلینجر از عرفان شرقی دارد.
«جروم دیوید سلینجر» بخش عمده ای از ۹۱ سال زندگیاش را گوشهگیر و پنهان از کنجکاوی رسانهها و خبرنگارها و حتا خوانندههای پرشمار و طرفداران سینه چاک آثارش، در شهر کورنیش ایالت نیوهمپشایر، گذراند و در مقابل هر تجاوز کوچک به حریم خصوصیاش قاطعانه ایستاد؛ این برای کسی که زمانی میتوانست مشهورترین هنرمند ایالات متحده باشد جلوهای از یک صوفی منشی و عزلت نشینی عارفانه بود. آسان نبود از شهرت و ثروتی که هالیوود می توانست با اقتباس از آثاری چون «ناتور دشت» به همراه آورد چشم پوشید. در اوج شهرت کنار رفتن و زاهدانه زیستن فقط از کسی برمیآمد که با نوعی عرفان درونی در جهانی بزرگتر از دنیای پرزرق و برق اما حقیر بیرون خوش باشد، و عجیب نبود که خالق «فرانی و زویی» چون این باشد، که بود. «فرانی و زویی» معناگراترین نوشته سلینجر است؛ کتابی است درباره نقش دین در زندگی انسانها با گوشهچشمی به مذاهب شرقی و نیز مسیحیت. اثری است که بیشتر بر ذهنیت تکیه دارد تا بر عینیت. خواننده را به فکر فرو می برد و به بازبینی و بازخوانی تفکرات و رفتارهای مذهبی اش وامیدارد. به همین دلیل، اثری است سخت خوان، نخبه پسند، و فلسفی، و اختلاف فاحشی با «ناتور دشت» ماجراجویانه، روایتگر، و همه پسند دارد. به هر حال، میدانیم که او در سال ۱۹۱۹ به دنیا آمد و در سال ۲۰۱۰ درگذشت. در خلال سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۵ آثارش را نوشت و منتشر کرد و به قلهی ادبیات روز دنیا رسید. هر چند مردهریگ سلینجر چندان پرشمار نیست اما او با همین کارنامه کوچک جایگاهی بزرگ برای خود رقم زده و محبوبیتی کم نظیر در سراسر دنیا دارد.
« فرانی گفت: من فقط میدونم اگه شاعر باشی یه چیز قشنگ خلق میکنی منظورم اینه که وقتی کارت تموم شد یک چیز قشنگ رو کاغذ به جا میذاری. آدمهایی که تو ازشون حرف میزنی حتی یه چیز زیبا به جا نمیذارن. بهترینشون تنها کاری که میکنه اینه که به درون ذهنت رخنه میکنه و یه چیزی اونجا به جا میذاره اما به صرف اینکار اینکه بلدن چطور اینکارو بکنن نمیشه به کارشون گفت شعر. شاید بشه گفت یه پشکل خیلی جذاب میندازن»
